تبلیغات
هم اندیشی - وزارت ارشاد جایش را به بهزیستی بدهد!

وزارت ارشاد جایش را به بهزیستی بدهد!

یکشنبه 8 فروردین 1395 11:36 ق.ظ

 
این بخشی از گفت‌وگوی اکبر اکسیر  درباره وضعیت شعر در سال 94 است. او شاعران ایران و نوع فکرشان را قابل توجه می‌داند اما از بی‌توجهی‌ها و نبود مدیریت درست گله‌مند است.   هر اتاق یک کانون ادبی شداین شاعر طنزپرداز درباره علت زیاد بودن شاعران در ایران گفت: اگر به ظاهر می‌بینم که کمیت بر کیفیت مخصوصا در شعر جوان پیشی گرفته است، علتش آن است که شاعران زاییده محدودیت‌های اجتماعی هستند. جوانان به علت پرهزینه بودن بعضی از هنرها نتوانستند آن‌ها را دنبال کنند.   او ادامه داد: بعضی از هنرها مانند خوانندگی، مجسمه‌سازی و تاحدی سینما موانعی داشتند که جوانان نتوانستند سراغشان بروند. به همین دلیل تمام این هنردوستان به سوی ادبیات آمدند که تا حدی نیاز به هنر را در آن‌ها رفع کند. نبود امکانات، هزینه‌ها و محدودیت‌ها جوانان را به سمت ادبیات کشاند و هر اتاقی را در هر اداره فرهنگی به یک کانون ادبی تبدیل کرد.   اکسیر با بیان این‌که «با این وضعیت باید 10 درصد جامعه شاعر باشند» بیان کرد: از جمعیت 80 میلیونی ایران حداقل 500 هزار شاعر داریم چرا که ایران سرزمین شعرپرور و شاعرخیزی است. این خصوصیت در ایران از اول بود و هنوز هم هست. وقتی به کتاب‌فروشی‌ها مراجعه می‌کنیم یا در ستون روزنامه‌ها می‌چرخیم خیال می‌کنیم این همه کتاب شعر خیلی زیاد است، در حالی که این‌ها زیاد نیستند؛ فقط سرپرست ندارند.   او در ادامه تصریح کرد: گاهی عصبانی می‌شوم به آقای هاشمی وزیر محترم بهداشت رو می‌آورم و می‌گویم شاعران جوان ما را زیر پوشش خودشان قرار بدهند و به عنوان بیماران خاص حساب کنند. این‌ها در واقع بی‌سرپرست رها شده‌اند. کم کم وزارت ارشاد باید جایش را به اداره بهزیستی یا شهرداری‌ بدهد و این‌ها سرپرستی شعر امروز را به عهده بگیرند. باید بدانند اگر این همه شاعر جوان بسیار مستعد با افکار انسانی در سایر کشورها بودند بزرگترین جوایز ادبی به آن‌ها داده می‌شد.   از هر 2 بی‌کار در خانه یکی شاعر است   اکسیر با تاکید بر این‌که «شاعران در ایران بدون سرپرست شده‌اند» بیان کرد: در هر خانه اگر دو بی‌کار در حد لیسانس و فوق لیسانس داریم یکی از این‌ها شاعر است. هر جا مدیر کل از مقام خود عزل شود شاعر می‌شود. زمانی که یک نماینده در انتخابات پیروز نمی‌شود فردا شاعر می‌شود. همه بازنشستگان شاعر شده‌اند، همه جوانان دارای مدرک، اما بی‌کار شاعر هستند. هر انجمن 10 شاعر برتر در سطح جهان دارد، اما حمایت نمی‌شوند. وقتی حمایت شوند سره از ناسره جدا خواهد شد.   عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو   این شاعر درباره وضعیت ممیزی نیز گفت: اعمال سلیقه‌ها و زمان اعلام مجوز کم شده است. ما فقط به حکم این‌که بد گفتن از ممیزی و سانسور وجهه‌ای برای گوینده می‌آورد نباید بی‌انصافی کنیم. می‌توانیم بگوییم رسیدگی‌ها خیلی خوب و زود اتفاق می‌افتد.   او ممیزهای کنونی را «کاردان» خواند و اظهار کرد: به نظرم اکنون کار را دست کاردانش می‌سپارند. هر نوع شعر را به دست ممیز همان سبک می‌دهند و شاعر متخصص همان نوع، شعر را بازبینی می‌کند. این کار درباره همه آثار صورت می‌گیرد. در گذشته ممیزی را به پیمانکار دانشگاهی می‌دادند و استاد هم کار را بین دانشجوهایش پخش می‌کرد. الان برای کارها مردان کاردیده و کاردان می‌فرستند و خیلی زود کارها انجام می‌شود.   این طنزپزداز با تاکید بر این‎که «وزارت ارشاد می‌تواند کار را زودتر از این هم انجام دهد» بیان کرد: امیدوارم کلمه منحوس ممیزی جایش را به کارشناسی بدهد و بگویند کتاب کارشناسی شد و به‌خاطر نداشتن ارزش‌های ادبی بخشی حذف شده است؛ نه به خاطر کلمات اجق وجقی که صادر کرده بودند. این برای ما مهم است که در شعر امروز یک کارشناس دقیق داشته باشیم.   او همچنین متذکر شد: اگر به هر شعری که آورده می‌شود مجوز ندهند و کارشناس باصلاحیت به فکر و پدیده‌های نو نمره بدهد شعرهای سست و اشعاری که ارزش نسبی ادبی ندارند حذف می‌شوند. امیدوارم سال 95 سال بی‌ممیزی باشد و شعر شرافتمند که توسط شاعران جوان تقدیم جامعه می‌شود شکفته‌تر از پیش به محافل ادبی راه پیدا کند تا دنیا شاهد شکوفایی شعر جوان ما باشد.   کتاب عیدی ندهید   اکسیر با اشاره به کمپین عیدی دادن کتاب اظهار کرد: به هیچ‌وجه نمی‌خواهم فرمان یا فراخوان صادر کنم که «کتاب هدیه بدهید». شما را به خدا این کارها را نکنید. هدیه را همان اسکناس بدهید. کتاب‌ها همان جا دم در هدیه داده شوند پرتاب می‌شوند، چون افراد کتاب‌هایی را هدیه می‌دهند که خودشان نمی‌خوانند.   او با تاکید بر این‌که «از دادن کتاب به عنوان هدیه خودداری کنید» بیان کرد: مردم کتاب‌های شاعران جوان امروز را در بین دید و بازدیدها و شلوغ‌کاری‌های ایام عید بخوانند. آشنایی جامعه ایران با شعر امروز جای بحث دارد. مردم با خواندن و معنی کردن شعر امروز ارتباط برقرار نکرده‌اند. امیدوارم یک آشتی ملی با شعر ایران داشته باشیم.   شعر امروز ایران یک جهان‌بینی عمیق دارد   این شاعر خاطرنشان کرد: اگر شاعران ما بتوانند از سوژه‌های دم‌دستی و تکراری، جوانی در شعر، سوژه‌های کم‌تجربه و خام‌دستی‌ها دور شوند و به جهان‌بینی خاصی برسند، شعر امروز به بالندگی می‌رسد. جهان امروز جهان بر پایه محیط زیست و صلح بشری است و شعر جهان امروز شعری است که برای کره زمین و محیط زیست ارزش قائل است و به عنوان یک نیاز مبرم به آن نگاه می‌کند.   او افزود: این است که شاعران ما به کمبود آب در کره زمین و نابودی محیط زیست، گرم شدن زمین و... توجه می‌کنند و این بزرگترین پیروزی برای شعر امروز است. برخلاف دهه 40 و 50 که شاعران جوان به مسائل عاشقانه بیشتر توجه می‌کردند و شعر غالب ما شعرهای احساسی بود، شعر امروز ایران یک جهان‌بینی عمیق دارد. شاعر جوان در کتاب اولش جهان‌بینی بازتاب می‌دهد.   شعر امروز ایران چیزی از شعر جهان کم ندارد   اکسیر با بیان این‌که «در حال حاضر روز به روز شاعران جوان‌تری به شاعران ایران اضافه می‌شوند»، اظهار کرد: من شکوفایی خاصی در شعر جوان می‌بینم که بسیار شوخ و شنگ، سرزنده و گستاخ پیش می‌رود. شعر این شاعران وامدار هیچ زبانی نیست و نمی‌توانیم بگوییم زبانشان تحت تأثیر زبان شاعران برتر قرار دارد.   او درباره وضعیت غالب شعر در دهه 90 بیان کرد: شعری که از دهه 80 رواج یافت و ادامه دارد شعری کوتاه، ساده، با طنزی مرموز و عینی است و این نوع شعر، شعر موجه حال حاضر ماست. امیدوارم که فرهنگسراها و سازمان‌ها و کانون‌های ادبی روز به روز به واقعیت شعر حال حاضر توجه کنند و بدانند شعر امروز ایران چیزی از شعر جهان کم ندارد.   شعر امروز شاعران خوبی را معرفی می‌کند   اکسیر درباره وضعیت ادبیات در سال 94 گفت: ادبیات در سال 94 از رشد قابل توجهی برخوردار بود و می‌توان گفت اکثر بچه‌های کتاب اولی خودشان را معرفی کردند. در این سال شعر همچنان شعری است ساده و عینی که به انسان مدرن و امروزی توجه دارد.   او افزود: موضوعات شعر در حول و حوش پدیده‌ها، اشیا و نیازهای روز جامعه است. زبان شعر امروز که می‌توانیم به آن شعر دهه 90 بگوییم می‌تواند شاعران خوبی را در آینده به جامعه ادبی ایران معرفی کند. در هر شهرستانی شاعران جوان بدون کمترین کمک، حمایت نهادهای فرهنگی و با سرمایه شخصی اولین کتابشان را چاپ کرده‌اند.

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر